ابراهيم عاملي ( موثق )
387
تفسير عاملي ( فارسي )
ابو الفتوح : مراد به اين خير مال است بلاخلاف براى قرينهى انفاق از خير يعنى از مال . در مجمع البحرين از ابن عبّاس نقل كرده است : در آيهى « وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ » كلمهى خير اشاره است بنيكى با خويشاوندان و اخلاق نيكو در قاموس خير را معنى كرده است : مال و آنچه مورد توجّه عموم است مانند عدالت و خردمندى . ابو الفتوح نوشته است : ابو هريره روايت كند كه مردى نزديك رسول آمد و گفت : يا رسول اللَّه من دينارى دارم . گفت : برو بر خود نفقه كن گفت : ديگرى دارم . گفت : برو و بر اهلت نفقه كن . گفت : ديگرى دارم . گفت : برو و بر فرزندانت نفقه كن . گفت : ديگرى دارم . گفت : برو بر دوستانت نفقه كن . گفت : ديگرى دارم . گفت : تو دانى هر كجا كه خواهى صرف كن . كشف نوشته : مال باختن در راه شريعت نيكوست ليكن نه چون جان باختن در ميدان حقيقت . بوقت مشاهدت از غير جدا شدن و به شرط وفا بودن نيكوست . ليكن نه چنان كه از خويشتن جدا شدن و قدم بر بساط صفا نهادن . يكى ميپرسد از مال چه دهيم و چون خرج كنيم ؟ جواب ميدهد : از دويست درم پنج درم و از بيست دينار نيم دينار . ديگرى ميپرسد و شريعت او را جواب ميدهد كه با تو بجان و تن هم قناعت نه كنند . آرى حديث مزدوران ديگر است و داستان عارفان ديگر معرفت مزدور تا جان شناختن است و معرفت عارف تا جان باختن . مال و زر و چيز رايگان بايد باخت چون كار بجان رسيد جان بايد باخت بيان السعاده : اسم خير درست نيست مگر بر آن مال كسب شده كه با دل پاك باشد و مصرف آن نيز همين طور باشد . طبرى : اين آيه قبل از حكم زكات بوده و بعد نسخ شده است . امام فخر بعضى گفتهاند : اين آيه قبل از حكم ارث بوده است و بعد نسخ شده است ولى ممكن است مقصود پدر و مادر و اولاد باشد كه اگر فقير باشند از غير زكات باندازهى رفع احتياج به آنها بدهد و به غير اين دو دسته از زكات بدهد . و ممكن است مقصود از